تبلیغات

تبلیغات تبلیغات

جستجو در سایت

دانلود رمان لیلی هزار مرد pdf از سهیلا شریفی با لینک مستقیم

شنبه 28 می 2022 0 نظر - موضوع : رمان
دانلود رمان لیلی هزار مرد pdf از سهیلا شریفی با لینک مستقیم

دانلود رمان لیلی هزار مرد  pdf از سهیلا شریفی با لینک مستقیم

برای اندروید و کامپیوتر و PDF

  نویسنده این رمان سهیلا شریفی میباشد

موضوع رمان :عاشقانه

خلاصه رمان:

لیلی هزار داماد تا جایی که بتونه به مساله ی تن فروشی دخترایی می پردازه که مجبورن، ناچارن راهی ندارن
گرگم که همیشه هست و یه عده هم بره میشن ، یعنی ناچارن بره بشن….

ادامه مطلب...

دانلود رمان خون واقعی pdf از کارلاین هریس با لینک مستقیم

شنبه 28 می 2022 0 نظر - موضوع : رمان
دانلود رمان خون واقعی pdf از کارلاین هریس با لینک مستقیم

دانلود رمان خون واقعی pdf از کارلاین هریس با لینک مستقیم

برای اندروید و کامپیوتر و PDF

  نویسنده این رمان کارلاین هریس میباشد

موضوع رمان :ترسناک/تخیلی

خلاصه رمان:

وقتی که به بار آمد مدتها بود که منتظر دیدن یک خون آشام بودم
از وقتی که چهار سال پیش خون آشام ها از تابوت بیرون آمدند /همانطور که با خنده داخل آن رفته بودند / امیدوار بودم که یکی از آنها به بون تمپس بیاید در شهر کوچکمان از همه ی اقلیت ها ی دیگر داشتیم _ چرا از جدیدترین شان که قانونا مرده به حساب می شدند نداشته باشیم////

ادامه مطلب...

دانلود رمان همزاد چهار نفره  pdf از  آرمان کریمی با لینک مستقیم

شنبه 28 می 2022 0 نظر - موضوع : رمان
دانلود رمان همزاد چهار نفره  pdf از  آرمان کریمی با لینک مستقیم

دانلود رمان همزاد چهار نفره  pdf از  آرمان کریمی با لینک مستقیم

برای اندروید و کامپیوتر و PDF

  نویسنده این رمان  آرمان کریمی میباشد

موضوع رمان :اجتماعی

خلاصه رمان:

چهار دوست قدیمی که هرکدام نامه‌هایی جداگانه از شخصی ناشناس دریافت می‌کنند؛ نامه‌هایی که تنها یک جمله‌ی کوتاه در آن‌ها به رشته‌ی تحریر درآمده است…

ادامه مطلب...

دانلود رمان پیله پروانه pdf از مبینا شفیعی با لینک مستقیم

شنبه 28 می 2022 0 نظر - موضوع : رمان
دانلود رمان پیله پروانه pdf از مبینا شفیعی با لینک مستقیم

دانلود رمان پیله پروانه pdf از مبینا شفیعی با لینک مستقیم

برای اندروید و کامپیوتر و PDF

  نویسنده این رمان مبینا شفیعی میباشد

موضوع رمان : اجتماعی/عاشقانه/جنایی

خلاصه رمان پیله پروانه

شروع کنننده وتمام کننده زندگی ام نیستم

مسیرزندگی ام راتابخشی اش رو خودم رقم میزنم

ونیم دیگررا نویسنده زندگی ام رقم میزند که عجیب برهمه چیز آگاه است

چون خوب این آیه را لمس کرده ام”ومااعلمو به کُلُّ شَئی”

وحقاکه زیباترین وشیواترین قلم را برای سرنوشتم داشته است ومن

چقدرخوشحالم که خودم وتقدیرم رابه دست او سپردم‌..‌‌

رمان پیشنهادی:

دانلود رمان آوارهایی که عشق شدند مبینا شفیعی

قسمت اول رمان پیله پروانه

باکلافگی به ساعت مچیم نگاه کردم نمیدونم چرا این مترو انقدرتاخیرداره به قطار

قبلی نرسیدم ومجبورشدم منتظربشینم،گوشیموازتوکیفم دراوردم ومشغول بالاپایین

کردن تواینترنت شدم که صدای نزدیک شدن قطاراومد ازجام بلندشدم دستی به

مانتوم کشیدم وکیفم رومرتب روی شونم انداختم وسوارشدم.

طبق معمول واگن کیپ تاکیپ پربود یه گوشه ایستادم ودستمو به دستگیره هابندکردم

بالاخره بعدازیه ربع به ایستگاه موردنظرم رسیدم‌

ازجلوایستگاه یه تاکسی وگرفتم وبعدبه محل کارم رسیدم فعلابااین روندگرونی و

تورم نمیتونستم یه ماشین واسه خودم بگیرم مجبوربودم باوسیله های عمومی بیام سرکار…

وارداتاق استراحت بیمارستان شدم ولباس هامو باروپوش سفید کارم تعویض کردم

مقنعه ام رومرتب کردم وکارت پرستاریم روبه جیب روپوشم سنجاق کردم…

به ایستگاه پرستار ی رفتم همونطوری که مشغول صحبت باصدف بودم

سوپروایزرمون سرپرستار خانم زارعی سررسیدخیلیم خانم غرغروبداخالقی بود بااخم روبه

منو صدف گفت:خانم مشکات وخانم توکلی به جاصحبت کردن به اوضاع بچه های اتاق

شماره۷ رسیدگی کنین

چشمی گفتیمو وپرونده وگزارش پزشکی بچه های اتاق هفت روبرداشتیم به سمت

اتاق راه افتادیم

 تو هراتاق دوتاتخت بود صدف رفت سراغ ارشیا که یه پسر فوق العاده شیری ن زبون

بود ومنم رفتم سراغ یه دختره که تازه بستر ی شده بود بالبخند بهش سالم کردم ودست ی

به موهاش کش یدم وگفتم:خب …

ادامه مطلب...

دانلود رمان سه رفیق pdf از باران کرمی با لینک مستقیم

شنبه 28 می 2022 0 نظر - موضوع : رمان
دانلود رمان سه رفیق pdf از باران کرمی با لینک مستقیم

دانلود رمان سه رفیق pdf از باران کرمی با لینک مستقیم

برای اندروید و کامپیوتر و PDF

  نویسنده این رمان باران کرمی میباشد

موضوع رمان :عاشقانه

خلاصه رمان:

داستان در باره ی ۳ دوست به نام های رزیتا ، زهرا و میتراست که در دانشگاه با هم هستند .. دوستی این سه نفر باعث میشه که اتفاقاتی که روزی هیچ یک حتی فکرش را هم نمیکردند برایشان اتفاق بیفتد …

ادامه مطلب...

دانلود رمان مسافر pdf از armila98 با لینک مستقیم

شنبه 28 می 2022 0 نظر - موضوع : رمان
دانلود رمان مسافر pdf از armila98 با لینک مستقیم

دانلود رمان مسافر pdf از armila98 با لینک مستقیم

برای اندروید و کامپیوتر و PDF

  نویسنده این رمان armila98 میباشد

موضوع رمان :عاشقانه/همخونه ای/غمگین

خلاصه رمان مسافر

یه دخترِ زیبا و جسور که تو زندگی ش به کسی اجازه نمیده درموردش بد فکر کنه

یا بهش توهین کنه آندیا یخ دخترِ بی سرپرسته ولی بایه زن و شوهر مهربون زندگی میکنه

آندیا به اجبار پدر خونه ش با پسرِ اون ازدواج میکنه !!!

اما

چی میشه که آندیا به همچین ازدواجی تن میده؟؟

خب اگه آندیا قصدش ازدواج بوده آخه چرا با این پسر؟؟؟

یه پسرِ خودخواه که از بالا به همه نگاه میکنه و دختر جماعت براش سرگرمیه!

چرا پسری که تا این حد مغروره به آندیا بهش پیشنهاد ازدواج میده ؟؟؟

چی به سرِ آندیا میاد ؟؟؟

آیا با این اتفاقاتی که براش می افته توانایی مقاومت داره ؟

رمان پیشنهادی:

دانلود رمان عشق ابدی

 

ادامه مطلب...

دانلود رمان دلربا pdf از honey14 با لینک مستقیم

جمعه 27 می 2022 0 نظر - موضوع : رمان
دانلود رمان دلربا pdf از honey14 با لینک مستقیم

دانلود رمان دلربا pdf از honey14 با لینک مستقیم

برای اندروید و کامپیوتر و PDF

  نویسنده این رمان honey14 میباشد

موضوع رمان :عاشقانه

خلاصه رمان:

 این دختر همان است همانی که دوسال در پی اش بودی همانی که ۶ سال تنهایش گذاشتی همانی که بدستش اوردی و همانی که تنهایت گذاشت و… رفتن برای هدف هایشان و بازگشت همه به سوی عشق است

ادامه مطلب...

دانلود رمان تمام تو pdf از نازنین اسماعیلی با لینک مستقیم

جمعه 27 می 2022 0 نظر - موضوع : رمان
دانلود رمان تمام تو pdf از نازنین اسماعیلی با لینک مستقیم

دانلود رمان تمام تو pdf از نازنین اسماعیلی با لینک مستقیم

برای اندروید و کامپیوتر و جPDF

  نویسنده این رمان نازنین اسماعیلی میباشد

موضوع رمان : عاشقانه/اربابی/انتقامی/اجباری

خلاصه رمان تمام تو

عالیه‌ بدلیل قتلی که برادرش کهزاد ناخواسته انجام میده به خونبسی کاووس درمیاد

مردی که آوازه ذات پلیدش در تمام آبادی پیچیده در این بینابین با دیدن آمین مردی

با چشمانی زمردی و خان بالا شیفته او میشود و …

رمان پیشنهادی:

دانلود رمان ناخواسته های به رنگ اجبار

قسمت اول رمان تمام تو

دست مردانه کلفت سبزه رنگش را دور مچم پیچیده بود و مرا دنبال خودش میکشید

با پا لگدی نثار ساق پایش کردم که دستم را رها کرد و روی سنگ ریزهها ولو شدم

پدرم چنگی به موهای ذغالی رنگم، که باد در هوا پراکندهاش کرده بود زد و مرا از روی زم ین جدا کرد

در همان حال ناله کنان به پا ی پدرم چنگ زدم -بابا التماست میکنم این کارو با زندگیم نکن!

به چشم های مرداب بسته ام زل زد دندان روی هم سایید، دستش باالا رفت و من چشم بستم از سوتی که

درون گوشم پیچید، صدای گریه های مادرم را نشنیدم تنها سوختم از سیلی که داغ یاش روی گوشم نشست

آخرین صدای مادرم که در نالههایش جا گی ر شده بود را هم از من گرفتند

درمانده وسط حیات حوض دار خانمان نگاهی به خشم گره خورده میان دو ابروی پدرم و نگاهی به پنجره

کوتاه اتاق خوابم انداختم..

یاد خندهها و ناز و کرشمه ای که در این خانه به پا کردم به خیر!

گلوله های درشت اشک، گونهام را پوشانده بود و من بیتاب دست به سمت مادرم دراز کردم.

مادرم با درد قدمی به سمتم برداشت که پدرم همان موقع چنگش را به بازویم انداخت و مرا کشید.

پوزخند شر یف روی لب، تار و پود احساسات دخترانه…

ادامه مطلب...

دانلود رمان مردی شبیه من pdf از paramour با لینک مستقیم

جمعه 27 می 2022 0 نظر - موضوع : رمان
دانلود رمان مردی شبیه من pdf از paramour با لینک مستقیم

دانلود رمان مردی شبیه من pdf از paramour با لینک مستقیم

برای اندروید و کامپیوتر و PDF

نویسنده این رمان paramour میباشد

موضوع رمان: عاشقانه/اجتماعی

خلاصه رمان مردی شبیه من

داستان از زبان ارغوان شایسته بیان میشه یه دختر ازاد که همین ازادیش کار دستش داد

زمانی که یه دختر نوجوون بود خطاهایی مرتکب شد که بعد از ۷ سال داره تاوانشو پس میده

درست زمانی که عاشق شده عاشق مردی که اعتقاداتش از بین اون همه ادمی

که کنارشن خیلی بهش نزدیکه عاشق مردی که شبیه اوست

رمان پیشنهادی:دانلود رمان جام عقیق مرضیه یگانه

قسمت اول رمان مردی شبیه من

دخترک وارد حیاط امامزاده شد خسته انگار فقط آمده بود گریه کند

دردش گفتنی نبود !!!!

رفت و از روی آویز چادری برداشت و سر کرد وارد حرم شدو

کنار ضریح نشست زیر لب چیزی می گفت انگار!!!

خدایا کمکم کن

چند ساعت بعد،دختر که کنار ضریح خوابیده بود با صدای زنی بیدار شد

خانوم!خانوم! پاشو سر راه نشستی! مردم می خوان زیارت کنن!!!

دخترک سراسیمه بلند شد و یادش افتاد که باید قبل از ساعت

۸ خود را به خوابگاه برساند به سرعت از آنجا خارج

شد وارد شــــهر شد

امــــا اما انگار چیزی شده بود دیگر کسی او را بد نگاه نمی کرد !

انگار محترم شده بود نگاه هوس آلودی تعـقــیبش نمی کرد!

احساس امنیت کرد با خود گفت:مگه میشه انقد زود دعام

مستجاب شده باشه!!!! فکر کرد شاید اشتباه می کند!!! اما

اینطور نبود!

یک لحظه به خود آمد

دید چـــادر امامــزاده را سر جایش نگذاشته

مامان با صدای بلند گفت:

بکنیش تو گونیارغوان صد دفه گفتم اون ۲ وجب پارچه رو نپیچ دور

خودت من این همه پول ندادم که هیکلتو درست کنی بعدشم

هر چقدر مامان عصبانی بود من با ارامش گفتم:

مامان جان گونی چیه؟من عاشق چادرمم دوسش دارم

نمی تونم از خودم جداش کنم…

ادامه مطلب...

دانلود رمان سرنوشت آریانا pdf از آریانا عاشوری زاده با لینک مستقیم

جمعه 27 می 2022 0 نظر - موضوع : رمان
دانلود رمان سرنوشت آریانا pdf از آریانا عاشوری زاده با لینک مستقیم

دانلود رمان سرنوشت آریانا pdf از آریانا عاشوری زاده با لینک مستقیم

برای اندروید و کامپیوتر و PDF

نویسنده این رمان آریانا عاشوری زاده میباشد

موضوع رمان:پلیسی/عاشقانه/غمگین

خلاصه رمان سرنوشت آریانا

راجع به دختری بلند پرواز و شوخ و خوش اخلاقه که عاشق نظام و عملیاته توی زندگیش

خیلی سختی ها رو تحمل می کنه پدرش به کما می ره خانواده ی

پدریش باهاش بدن، مشکلات زیادی داره اما بعد از چند سال وارد نظام می شه.

هدف دختر رمان ما اینه که تمام مجرم ها رو

تحویل قانون بده که در حین این عملیات زندگیش از این رو به اون رو می شه

رمان پیشنهادی:دانلود رمان پارادوکس تلخ آریانا عاشوری زاده

قسمت اول رمان سرنوشت آریانا

روی تختم دراز کشیدم دست راستم رو زیر سرم گذاشتم

نگاهم رو به دیوار یاسی اتاقم دوختم عذاب وجدانی که

درونم بود من رو راحت نمی ذاشت باز مثل همیشه

ماجرای پدر بزرگ قلبم رو به درد آورده بود من جز مرگ پدر

بزرگم هیچی یادم نمی آد جز اون انفجار بمب

هیچی یادم نمی آد تمام خاطرات قبل از انفجار بمب از ذهنم پریده

بود. من هشت ساله بودم که مرگ پدر بزرگم رو

با چشم های خودم دیدم بچه بودم یه بچه چی حالیش می شه

هنوز کلی سوال توی ذهنم هست یعنی باعث مرگ پدر بزرگ من بودم

پنج سال قبل

صدای خنده هامون کل خونه رو برداشته بود.

-اگه از خط بزنی بیرون باختی ها.

 -نه نمی زنم.

دست گرم و چروکیده ی پدر بزرگ رو توی دست های بچه گونه ام گرفتم.

-بابا بزرگ هیچ وقت تنهام نذار تنها همبازیه من تویی.

لبخندی زد که چروک گوشه ی چشمش نمایان شد

مهرش به دلم نشست. من رو توی آغوشش گرفت و گفت: من

همیشه پیشتم هیچ وقت تنهات نمی ذارم.

بوی عطرش به مشامم

ادامه مطلب...