P30-ART

لینک ورود


ارسال موضوع ارسال پاسخ
روستای باراز
13/02/09, 10:23 AM
ارسال: #1
روستای باراز
قلعه ضحاک باراز
قلعه ضحاک باراز در 25 كيلومتري شهر عجب شير و در مجاورت جاده عمومي (عجب‌‌شيرـ هرگلان) بر فراز كوهي منفرد از ارتفاعات مشرف به روستاهاي باراز و ينگجه واقع شده است. قله‌اي كه دژ در آن بنا گرديده، توسط رودهاي باغدره، سامانچي و كوهلّي از بلندي هاي اطراف جدا شده و از سه طرف به پرتگاههاي طبيعي منتهي مي‌شود، چنين موقعيت استراتژيكي امكان دسترسي به قلعه و يا هدف‌گيري تاسيسات آن راغير ممكن مي‌سازد.‌ اين توده مخروطي شكل كه استحكامات و كنده كاريهاي شگفت انگيز زيادي را در خود جاي داده است، از سمت شمال با شيب ملايمي به اراضي روستاي باراز محدود مي‌گردد و تنها از همين جناح و به وسيله يك معبر صخره‌اي لغزنده، امكان صعود به محل دژ را ميسر مي‌سازد. ارتفاع كوه در بلندترين نقطه آن حدود 2500 متر است كه اين فاصله از محل جاده عمومي يعني از روستاي باراز در مدت يك ساعت طي مي‌شود. صعود به انتهاي قله و بازديد از استحكامات و تاسيسات تدافعي و خدماتي دژ به خصوص غارها، انبارها و سيستم آبرساني كه در نقاط پر شيب و[/font]صخره‌اي بنا شده‌اند، حوصله و احتياط كافي مي‌طلبد. بايد گفت كه درگذشته براي دسترسي به تاسيسات عمومي قلعه از مسيرهاي كم شيب و معابر پلكاني شكل كه با استفاده از تخته سنگهاي بزرگ در ابعاد (1*2) متر مفروش شده بود، استفاده مي‌گرديده است و نكات ايمني و تدابير لازم جهت جابجايي ساكنان آن و عبور چارپايان حامل مواد غذايي و ساز و برگ، در شرايط نامساعد جوي بخصوص در مواقع يخبندان و بارش برف و باران پيش‌بيني‌ شده بود و نرده‌هاي حايلي كه در طول مسيرهاي منتهي به تاسيسات و مراكز حياتي نصب شده بود، از بروز هرگونه مشكل در امر ارتباطات جلوگيري مي‌كرده است. ولي اكنون از اين گذرگاهها و ديگر مسيرهاي ارتباطي آن چندان آثاري بر جاي نمانده و اغلب آنها تخريب شده و يا در زير آوار كوهستاني فرو رفته است.

در سراسر معابرمنتهي به برجهاي ديده‌باني؛ كاخ فرماندهي و ديگر فضاهاي اصلي دژ يعني حفره‌ها، غارها و اتاقكهاي كوچك و بزرگ كه براي مقاصد مختلفي در سينه صخره‌ها كنده شده ، و داراي فرم و معماري هاي خاصي مي‌باشد، بيننده را در حيرت فرو مي‌برد . همه اين فضاها در فواصل معيني به دست انسان و با قلم نقر شده كه خلق چنين فضاهاي وسيع و متنوع با ابزار و وسايل ابتدايي يكي از عجايب اين دژ محسوب مي‌شود. قدمت آثار موجود در قلعه را به درستي نمي‌توان حدس زد ولي با توجه به كثرت تاسيسات، از تمام ادوار تاريخي يعني از زمان اورارتو و ماننا تا عهد هخامنشي و اشكاني و از ساساني تا مغول و صفوي آثار و نشانه‌هايي از معماري در آن به چشم مي‌خورد به عبارت ديگر با توجه به موقعيت سوق‌الجيشي دژ همه اقوام در طول تاريخ از آن استفاده كرده‌اند.
بيشترين شهرت اين دژ ظاهرا مربوط به زمان تهاجم آشوريان بخصوص سارگن دوم مربوط مي‌شود كه متاسفانه حوادث آن در هاله‌اي از ابهام باقي مانده است. سارگن در كتيبه هاي خود از تسخير و تصرف شهر و قلعه استوار در كوههاي سهند (اوشكايا) كه بايد همان (اش قيه) يا (سه قله) باشد، نام مي‌برد. بطوري كه از مضامين كتيبه‌هاي آشور برمي‌آيد، غالب شهرها در اصل، دژ‌هاي مفتوحه، شهركهاي نظامي و پادگانها بوده كه معمولا بر فراز قله‌ها ساخته شده بودند كه دسترسي بدانها مشكل بوده است. غير از دژ باستاني ضحاك كه در طول تاريخ از آن به نام دژ (ورا)، (فراده اسپه) و (روئين) ياد شده و پايگاه دفاعي بابك خرمدين و جلال الدين خوارزمشاه با دشمنان بوده است، از دژ ديگري كه به اين قدمت، عظمت و استواري در جنوب شرقي درياچه اروميه و جنوب غربي ارتفاعات سهند وجود داشته باشد، ذكري به عمل نيامده است. چنانكه از منابع آشوري برمي‌آيد، سارگن در هجوم خود به سرزمينهاي واقع در جنوب شرقي درياچه اروميه بعد از اشغال سرزمين سوبي كه ظاهراً همان سرزمين (سوبيگان) نام قديم ولايت بناب است، به سوي شمال شرقي (عجب‌شير) و ارتفاعات آن حركت كرد. مردم سر راه به وسيله آتش كه بر قلل كوههاي مسير[font=Tahoma]افروخته مي‌شد، از نزديك شدن لشكر آشور با خبر شده مساكن خود را ترك مي‌گفتند. در
اين تهاجم نخست قلعه (اوشكايا) كه بعضي از مورخين از آن به نام اسكوي امروزي نام برده اند و قلعه مرزي دولت اورارتو بود، اشغال گشت. اين قلعه نگهبان راه وصول به سرزمين (سوبي) كه بعضي از محققين آن را با صوفيان امروزي مطابق مي‌دانند، و سرزمين زند بود. حالا اين گمان تقويت مي‌شود كه منظور از نام اوشكايا شايد همان واژه (اوش قيه) يا (سه قله) نام باستاني قلعه ضحاك ماران بوده باشد كه در آن روزگار به سه قيه (قله) شهرت داشته است كه امروزه نيز نام و آثار اين سه قيه (قله) يعني (زنجيرقيه سي- يال قيه‌سي و قيزقيه‌سي) در سه نقطه پيرامون آن هنوز باقي است.
معماري و كنده‌كاريهايي كه در نقاط مختلف دژ صورت گرفته، فضاها، تاسيسات و استحكامات وسيع وسنگيني را جهت نيازهاي تدافعي، خدماتي و تفريحي نظير آب انبار، آسياب، گرمابه، سالن سخنراني، دادگاه، مذبح، معبد، مركز مخابرات، زندان، پارك، استخر، قور خانه، كاخ، آتشكده، سيلو، گنجينه، اصطبل، آسياب، منابع آب گرم و سرد، باغ وحش، كوره آجرپزي، كارگاه كاشي‌كاري، معابر زيرزميني، برجهاي كبوتر، اتوبوس هوايي، پستهاي بازرسي، دروازه‌هاي اصلي و فرعي،حصارهاي سنگي و برجهاي ديده‌باني ايجاد و فراهم نموده است.
چنانكه در بالا آمد موقعيت دژ از سه طرف به دره‌هاي عميق و پرشيب محدود مي‌گردد. از اينرو امكان استقرار دستگاههاي قلعه كوب براي تخريب آن ممكن نبوده و احتمالا اگر مهاجمين منجنيق را از قسمت كم شيب كوه بالا كشيده و نصب كنند، به علت تمايل سينه كوه به جنوب و بعد مسافت از تاسيسات اصلي دژ، اثر سنگها و اشياي پرتاب شده ناچيز و بي‌خطر بوده و همين وضعيت ويژه سبب گرديده كه قلعه به كرات در مقابل حملات و محاصره‌هاي طولاني مهاجمين مقاومت كرده و آنان را در رسيدن به اهدافش ناكام سازد
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
ارسال موضوع ارسال پاسخ


پرش به انجمن:



1